ابراهيم عاملي ( موثق )

101

تفسير عاملي ( فارسي )

پيرو دين خود پنداريد ] 66 آى مردم بدانسته ى خود گفتگو و بحث كرديد پس چرا به آنچه نمىدانيد داد سخن مىدهيد با اينكه خدا مىداند نه شما . 67 كه ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى او پاكدين بود و مسلمان نه از مشركين بود [ كه انبازى براى خدا داند ] 68 البتّه نزديكتر و شايسته بدين ابراهيم همان مردمند كه پيروش شدند و همين پيغمبر و آنها كه به او گرويدند و خدا دوستدار اين مؤمنين است . گفتار مفسّرين : « إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ » 64 ابو الفتوح نوشته است : يعنى با سخنى كه ميان ما راست است ، و بعضى گفته‌اند : سوا يعنى انصاف و در مصحف عبد اللَّه مسعود است « الى كلمة عدل » يعنى كلمتى كه از ميان ما در آن خلاف نيست ، يعنى بياى تا خلاف رها كنيم و وفاق گيريم . طبرى : از ابو العالية نقل است : كلمه سواء يعنى « لا إِله إِلَّا اللَّه » . « وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً » 64 طبرى : يعنى در نافرمانى خدا فرمان يكدگر نبرند ، و بعضى گفته‌اند : مقصود از ارباب آن است كه فرمان ببرند مردم از بزرگان و رؤساشان ، عكرمه گفته است : براى يكديگر سجده نكنند . ابو الفتوح نوشته است : صادق عليه السّلام گفت : اتّخاذ ايشان احبار و رهبان را ارباب نه به عبادت بود بلكه بتحريم حلال و تحليل حرام بود . مجمع : نقل كرده‌اند : چون اين آيه نازل شد عدىّ بن حاتم گفت : يا رسول اللَّه ما آنها را عبادت و پرستش نمىكنيم ، پيغمبر فرمود : نه آنها براى شما حلال و حرام معيّن مىكردند و شما به آن رفتار مىكرديد ؟ عرض كرد : چنين بود ، فرمود مقصود از اين جمله همين است . فخر : در اين جمله ها از سه چيز جلوگيرى شده است چون مسيحيها بهر سه رفتار مىكردند : 1 - غير از خدا را مىپرستيدند كه حضرت مسيح بود . 2 - در آفرينش معتقد بشركت بودند كه پدر و پسر و روح القدس باشد . 3 - فرمان بزرگان دين را در احكام دين و در معاصى اطاعت مىكردند و براى